تبليغاتX
دهکده ی عشق JEFF

دهکده ی عشق JEFF

                    من نمی خوام بسوزم ...JEFF 

همسفر تنها نرو بزا تا باهم بریم
 
       سرنوشتمون یکی هردو مون مسافریم

تازه از راه رسیدم هنوزم خسته ی راه

                    همسفر تنها نرو بزا تا منم بیام

سخت دل کندن از این شهر و دل بستگیاش

            موندم از خونه جدا با همه خسته گیاش

جون به لبهام رسیده تا به کی دربدری
 
              زخم غربت روتنم که بازم باید بری...JEFF


        برای تو ......

صبر کردن دردناک است و فراموش کردن دردناکتر ولی دردناکتر
 
از همه این است که ندونی باید صبر کنی یا فراموش ...JEFF

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 19:39  توسط JEFF  | 

 ساده ی گیج...

به ساعت نگاه کردم باز به یک اشتباه دیگر
 گذر زمان و مرور می کردم باز یک اشتباه دیگر
  تختخواب یک نفره عکس گرفتن در آتالیه
ساکت باش فقط ( صریح بگو خدا حافظ )؟
درون قالبی هستم یکی از چشمانم سفیدتر است
قبولی صدرصد تضمینی
مثلثی شکل تمام شده پراز پول به به راستی
وقت نمی کنم برای تعویضش 
جای مناسبی پارک کرده ام من رقم ششم هستم
باد به سرعت ابرها را کنار می کشد ولی ماه کجاست؟
جناب دروغ امپراطوریت مبارک توانستی
رای همه رابخری دلم برای حقیقت می سوزد
انقدر دست و پازد کتک خورد سرش راشکستند
من که گفتته بودم  پازلهارو درست نچیدی
تعجب اصلا واژه ای گنگ است چون زمانه ای شده
که همه چیز می شود نه دیگر معنی نمی دهد
بازی به دو حالت بردیا باخت تمام می شود چون
فقط  حذف قانون است
در هر مکانی که باشی
گم را پیدا کنیم  بپرسیم کجا بودی ؟
دارد نزدیک می شود نمی توانم ادامه را بنویسم
کسی به من نزدیک می شود
می خواهم بروم و فقط دعا کنم
بهترین لحظه است
خدا کند که خودش باشد ...JEFF

 
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 19:7  توسط JEFF  |